المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
614
مروج الذهب ( فارسى )
دريا تا محل معروف به هامه كه اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو ملك محمد بن على مادرانى است خليجى كشيده بود اما اتصال ما بين بحر الروم و درياى قلزم سر نگرفت . در حدود ولايت تنيس و دمياط و درياچه آن نيز خليج ديگرى حفر كرد كه بنام زبروخبيه معروف شد و آب از درياى روم به اين خليج و درياچه تنيس تا محلى كه بنام نغنعان معروف است پيش آمد و به نزديكى هامه رسيد و كشتيها از بحر الروم تا نزديك اين دهكده ميرسيد و از درياى قلزم در خليج ذنب التمساح پيش ميآمد و صاحبان كشتى محمولات خود را مبادله ميكردند و حمل كالا از يك دريا بدرياى ديگر آسانتر بود آنگاه بمرور زمان اين راه كور شد و ريگ آن را پر كرد . رشيد ميخواست اين دو دريا را بوسيله سمت بالاى نيل از مجاورت حبشه و اقصاى صعيد بهم متصل كند اما نتوانست آب نيل را تقسيم كند همو ميخواست از مجاورت فرما در ناحيه تنيس اين منظور را انجام دهد بطورى كه آب درياى قلزم به طرف بحر الروم جارى شود اما يحيى ابن خالد به او گفت روميان مردم را از مسجد الحرام و هنگام طواف خواهند ربود زيرا كشتيهاى رومى از بحر الروم بدرياى حجاز ميرسد و دستهها بجده ميفرستد و مردم را از مسجد الحرام و مكه به ترتيبى كه گفتيم ميربايند و رشيد از اين كار خود - دارى كرد . نقل ميكنند كه عمرو بن عاص وقتى در مصر بود درصدد اين كار بود اما عمر بن خطاب رضى الله عنه بسبب آنچه درباره روميان و دستههايشان گفتيم او را منع كرد و اين در زمان خلافت عمر بن خطاب رضى الله عنه بود كه عمرو بن عاص مصر را گشوده بود . ما بين دو دريا در مكانها و خليجها كه گفتيم آثار حفارى كه ملوك سلف آغاز كردهاند نمودار است كه ميخواستهاند با اتصال دو دريا زمين